نوشته شده توسط : دل سوخته

می رسد روزی ...

به كودكي گفتند :عشق چيست؟
گفت : بازي

 

به نوجواني گفتند : عشق چيست؟
گفت : رفيق بازي

 

به جواني گفتند : عشق چيست؟
گفت : پول و ثروت

 

به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟
گفت :عمر

 

به گل گفتم: عشق چيست؟
گفت : از من خوشبو تره

 

به پروانه گفتم: عشق چيست؟
گفت :از من زيبا تره

 

به خورشيد گفتم عشق چيست؟
گفت: از من سوزنده تره

 

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟
چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست

 

به عشق گفتم تو آخر چه هستي ؟؟..
گفت نگاهي بيش نيستم....





:: بازدید از این مطلب : 265
|
امتیاز مطلب : 88
|
تعداد امتیازدهندگان : 26
|
مجموع امتیاز : 26
تاریخ انتشار : 23 تير 1398 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: